اینجا ننوشتهاند لطفاً یادگاری ننویسید
دو شهید گمنام بر روی دستان بانوان بسیجی و مادرانی که در بینشان هستند بدرقه میشود. جلسه بی نوحه میگرید. دختران جوان قلم به دست بر پیکر شهید مشق مقاومت و ایثار و حیا مینویسند، اینجا ننوشتهاند لطفاً یادگاری ننویسید.
به گزارش خبرگزاری حیات، شهرستان خمینیشهر، شهری است که به برکت انقلاب اسلامی پوست میاندازد و عطر خمینی را در نام خود متجلی میکند. شهری با 2 هزار و 300 شهید که 132 خانواده از بین آنها، دو، سه و چهار شهید تقدیم انقلاب کردهاند.ورودی شهر چندان مشخص نیست، اما وقتی ایستگاههای همچنان فلزی و قدیمی اتوبوس به چشم میخورد، میشود فهمید که اینجا خمینیشهر است. شهری که اگرچه چندان بزرگ نیست ولی بعد از تهران، پرتراکمترین نقطه ایران است. شهری که به سبب کنگره ملی 2 هزار و 300 شهید این شهرستان، چند روزی است دوباره بوی شهدا را گرفته است.شهر با عکس شهدا آذین بسته شده و همه نشانی حسینیه ثارالله را خوب میشناسند. اینجا بین مردم و شهر شباهتی هست مردم همان مردماند و شهر همان شهر. شاهدش صحبت مرادی فرمانده پایگاه مقاومت خمینیشهر است که میگوید: وقتی از هر 92 نفر خمینیشهری یک نفرشان شهید شده است، مردم این خطه همچنان لباس رزم بر تن دارند و آماده نبرد هستند.خانواده شهدا در این کنگره با عکس شهیدشان آمدهاند. بعضی همچنان چشم انتظار و بدون چشم داشت و بعضی با بغضی در گلو و توانی که دیگر نمانده است. قرآن و سرود جمهوری را با گوش جان میشنوند، با نماهنگ مدافعان حرم آرام و بیصدا اشک میریزند و خاطرات پسران شهیدشان را تداعی میکنند. مجری قیام حضار را به احترام ورود 2 مهمان ارجمند تقاضا میکند.نگاهها به ابتدا و انتهای سالن خیره میشود. دو شهید گمنام بر روی دستان بانوان بسیجی و مادرانی که در بینشان هستند بدرقه میشود. جلسه بی نوحه میگرید. دختران جوان قلم به دست بر پیکر شهید مشق مقاومت و ایثار و حیا مینویسند، اینجا ننوشتهاند لطفاً یادگاری ننویسید.همکلامی با خواهر شهید، درد و دلش را باز میکند و میگوید: «برادرم سال 62 در عملیات خیبر وقتی 24 سال داشت، شهید شد ولی مادرم 12 سال چشم به راه آمدنش بود. با هر زنگی ضربان قلبش بالا میرفت و میگفت شاید نعمتالله باشد. آخر سال 74 با تابوتی سبک آمد. خانمش موقع شهادتش 6 ماهه باردار بود. فرزند شهید نیمه شعبان بدون چشیدن آغوش پدر به دنیا آمد و نامش را مهدی گذاشتند.» شهید نعمتالله شیروی از شهدای خمینیشهر بوده و در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شده است.همسر شهیدی وقتی صحبت از عشق و علاقهاش به شهید میشود، لبخند میزند. از شهادت همسرش در فتحالمبین رضایت کامل دارد و میگوید: «عباس 21 ساله بوده که شهید شد و سه فرزند از خود به یادگار گذاشت. شهادتش برای من و فرزندانم مایه افتخار است، همین که در مملکت اسلامی زندگی میکنیم برایمان کافی است و طلبی از کسی نداریم.» شهید عباس ورشاب ساز در گلزار شهدای شهر کوشک به خاک سپرده شده و در وصیتنامهاش فرموده: ملت ایران دست از دامان رهبر برندارید و وحدت خود را حفظ کنید».نوحهای از مدافعان حرم که این شهر یک سوم این شهدا را در خود جای داده، پایان بخش جلسه است. البته روحانی مداح گلایهای به حق هم از برگزارکنندگان این کنگره دارد؛ دعوت از خوانندگانی که هر چند اشعار حماسی زمزمه میکنند و نیت خوبی دارند اما گویی تناسب چندانی با بزرگداشت شهدا آن هم در محضرشان ندارد.خمینیشهر اگرچه این روزها به سبب قرابت زیاد با اصفهان چوب شعار برخورداری را میخورد، اما مردمش همچنان بر سر آن عهد که بستند، نشستند.منبع:فارسانتهای پیام/